دكتر عقيقى بخشايشي

1584

چهارده نور پاك ( فارسي )

مسألة ى تازه و امر غريبى نيست ، بلكه در مدارج تكاملى آنان ، يكى از شرائط ابتدائى و الفباى آغازين ، شمرده مىشود از اين رو در بيوگرافى اغلب مردان بزرگ و پيشوايان معصوم ( عليه السلام ) ، حبس و زندان و تبعيد و شكنجه در مراحل نخستين زندگى آنان ، واقع شده است و با توجه به تكرار آن ، يك ناظر بى طرف گمان مىكند كه يكى از مراحل پيشبرد هدف ، طى كردن همين دوره‌ها و اين ناملايمات بوده است و اين بدعت از آغاز حكومت عباسيان به چشم مىخورد كه زندانهاى متوالى امام هفتم ، و تبعيد و انتقال امام هشتم ، و تبعيد امام جواد ( عليه السلام ) و حبس امام هادى و زندانهاى مكرر امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) ، شاهد گوياى اين نوع شكنجه هاى بدعت آميز دورهء خلافت عباسى ، به شمار مىرود . اگر زندانى شدن اغلب مردم ، روى مسائل مالى و اقتصادى يا داعيه‌هاى جنگ و خونريزى بوده باشد ، زندانهاى مورد گفتگوى ما ، به خاطر بيدار ساختن افكار خفته ، و ارشاد و هدايت گمراهان ، و مبارزه و جدال با ستم و بيدادگرى ستمكاران بوده است . از اين رو در تاريخ زندگى امام هادى ( عليه السلام ) نيز چند بار با زندانى شدن او مواجه مى گرديم كه يك بار آن را " شيخ صدوق " در " علل الشرايع " و " خصال " با اسناد خود ، از صقر فرزند ابى دلف بغدادى نقل كرده است . او مىگويد : " هنگامى كه خبر تبعيد و انتقال امام هادى ( عليه السلام ) را از مدينه به سامراء شنيدم كه به دستور متوكل صورت گرفته است از بغداد به سامرا رفتم تا از پيشواى خودم كسب اطلاعى نموده باشم . او اجازه داد كه وارد منزل آن حضرت گردم . از من پرسيد چه كار داشتى كه به سامراء آمدى ؟ لابد مىخواهى آقا را زيارت كنى ، پس همين جا توقف نما ، سپس به يكى از خدمتگزاران خود دستور داد كه مرا به حجره اى كه علوى محبوس در آن نگهدارى مىشد راهنمائى نمايند . هنگامى كه وارد محضر نورانى او شدم ديدم روى حصيرى ، نشسته و گودالى در برابرش قرار گرفته است . سؤالاتى نمودم ، در پايان كار امام فرمودند : " بيشتر توقف ننمائيد ، و برگرديد چون من به آسايش و امن شما ، اطمينان ندارم " . ( 1 )

--> 1 . علامه مجلسى ، جلاء العيون ج 3 ، ص 124 .